Home

Yashgin

@دوستت دارم
♡ Yashgin @ hamishebahar6

دانای عشق ولی پر مدعای عشق

@Yashgin- پنجشنبه هجدهم تیر ۱۴۰۵ 7:53

سکوت چشم های تو ، پر از ناگفته های من...

نه می پرسم چه میبینی نه میبینی چه میگویم...

یاشگین

@Yashgin- شنبه سیزدهم تیر ۱۴۰۵ 19:59

هر شبِ عمرم به یادت اشک می‌ریزم ولی

بعدِ حافظ خوانیِ شب‌های یلدا بیشتر

رفته‌ای اما گذشتِ عمر تأثیری نداشت

من که دلتنگ توام امروز، فردا بیشتر

زندگی تلخ است از وقتی که رفتی تلخ‌تر

بغض جانکاه است هنگام تماشا بیشتر

هیچ کس از عشق سوغاتی به جز دوری ندید

هر قدر یعقوب تنها شد زلیخا بیشتر

بر بخارِ پنجره یک شب نوشتی: عاشقم

خون انگشتم بر آجر حک کنم: ما بیشتر

یاشگین

@Yashgin- پنجشنبه یازدهم تیر ۱۴۰۵ 18:17

جایی دورتر از خودم

به تماشای خود ایستاده ام

چه بی رحمانه خسته ام

و چه به ناچار قوی...

آدم کور

@Yashgin- جمعه پنجم تیر ۱۴۰۵ 16:33

گاهی جدایی ها پایان عشق نیست

پایان رنج دوست داشتنی است که دیگر دیده نمیشود

آشوب زمان

@Yashgin- سه شنبه دوم تیر ۱۴۰۵ 11:54

کسی به فکر گل ها نیست
کسی به فکر ماهی ها نیست
کسی نمی خواهد
باورکند که باغچه دارد می میرد
که ذهن باغچه دارد آرام آرام
از خاطرات سبز تهی می شود

آشوب زمان

@Yashgin- سه شنبه دوم تیر ۱۴۰۵ 11:50

چون برف زمستانِ جنوبم که مسیرم

از بخت بدم در جهت باد شمال است

گفتند و شنیدیم که دوری به سر آید

اینجا که منم معحزه با عشق محال است